تبلیغات
یاکوب
 
یاکوب
never forget to smile
صفحه نخست                 تماس با مدیر                    پست الکترونیک                   RSS                  ATOM
نوشته شده توسط پاشا در تاریخ پنجشنبه 1390/08/26
                                                                        
از آبان 89 تا آبان 90

این یه سال خیلی ا
ینجا بهم خوش گذشت دوستای خوبی داشتم ممنون از همه


خوبی بدی از ما دیدین حلال کنید

برای همتون آرزوی موفقیت و شادی دارم
و...

                                Bye 



نوع مطلب :
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ جمعه 1390/07/29


نسل ما کرم یخچال دارد؛ در یخچال را باز میکند؛ مدتها روبروی آن می ایستد چیزی نمیخورد در یخچال را می بندد







نوع مطلب : کرم یخچال ما آدما (طنز)، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ پنجشنبه 1390/07/21




نوع مطلب : درس عبرتی از ازدواج(طنز)، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ یکشنبه 1390/07/10

آموزش شنا به شیوه سنتی





نوع مطلب : آموزش شنا به شیوه سنتی(طنز)، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ سه شنبه 1390/07/5
از فواید داشتن خواهر






نوع مطلب : از فواید خواهر داشتن:)، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ دوشنبه 1390/06/28
از خواب که بلند شدی بعد می خوابی، به همین سادگی






نوع مطلب : فرایند بیدار شدن از خواب(طنز:D)، 
برچسب ها :


  50 راهکار برای زهرمار کردن مسافرت به دیگران

- پیش از راه افتادن، حواس اعضای دیگر خانواده را پرت کنید تا آنها فراموش کنند فیوز کنتور خانه را قطع کنند و شیرهای اصلی آب و گاز را ببندند یا درهای خانه را قفل کنند تا وسط مسافرت همسایه‌های نگران به شما زنگ بزنند و بگویند خانه‌تان را آب گرفته یا به خاطر نشت گاز یا اتصالی سیم‌های برق آتش گرفته است یا دزدها خالی‌اش کرده‌اند.



- شب پیش از سفر، راننده را تا صبح به روش‌های گوناگون بیدار نگه دارید مثلا با او دعوا کنید، بحثی مهم را پیش بکشید تا درباره‌اش ساعت‌ها با هم حرف بزنید، دوستان و آشنایان را دعوت کنید و تا پاسی از شب مشغول گفت‌وگو باشید.



- دائما شاگرد راننده را صدا بزنید و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را از او طلب کنید. اگر در اتوبوس فیلمی پخش می‌شود بلندبلند درباره‌اش نظر بدهید، پایان فیلم را زودتر برای بقیه تعریف کنید یا شاگرد راننده را مجبور کنید فیلم را عوض کند.



- در اتوبوس یا هواپیما آنقدر صندلی تان را عقب ببرید که پشت سری‌ها احساس زیرآوار مانده‌ها را تجربه کنند.



- هر نوع اوراق هویتی مثل شناسنامه، کارت ملی یا کارت‌های مهمی مانند کارت بنزین و کارت اعتباری و حتی دفترچه‌های بیمه را در خانه جا بگذارید.



- وقتی از خانه به قصد سفر راه افتادید، بعد از حدود یک ساعت به یاد بیاورید چمدانی مهم را جا گذاشته‌اید و لازم است برگردید.



- پشت سر راننده دست بزنید، بلند بلند آواز بخوانید و از دیگران بخواهید همراهی‌تان کنند.




- اگر خدای ناخواسته تصادف کردید در حالی که بقیه سعی می‌کنند آرامش‌شان را حفظ کنند یا غش کنید یا هوار بزنید یا با راننده دعوا کنید و او را مقصر بدانید تا بیشتر مضطربش کنید. اگر خودتان راننده هستید، همین برخورد را با دیگران داشته باشید.



- همیشه نفوس بد بزنید، مثلا وقت راه افتادن بگویید «من می‌دانم تصادف می‌کنیم» یا «یه حسی بهم می‌گه سفرمون خراب می‌شه» یا «فکر کنم این آخرین سفرمونه» و... پس از آن، هر وقت اتفاق ناخوشایندی می‌افتد عالمانه سرتکان بدهید که «مننننننن می‌دوووووونستم.»



- در جاده برای هیجان بیشتر با خودروهای دیگر کورس بگذارید و تا آنجا که می‌توانید بوق بزنید.




- اگر با اتوبوس سفر می‌کنید صبر کنید تا راننده در مکانی برای غذا توقف کند. در این شرایط ناگهان ناپدید شوید و مسافران را تا ساعت‌ها داخل اتوبوس منتظر خودتان نگه دارید.



- وسایل غیرضروری را بار کنید و با خود بیاورید، اما مسوولیت حملش را به عهده بقیه بگذارید. این لوازم می‌توانند لباس‌های مهمانی، کتاب‌هایی که سالی یک بار هم به آنها نگاه نمی‌کنید، جاروبرقی، آبمیوه‌گیری و سشوار و اتو باشند.



- طوری از امکانات محل اقامت‌تان استفاده کنید که انگار دیگر قرار نیست به آنجا برگردید یا دیگران در آن ساکن شوند.



- هرگز با اعضای خانواده رو راست نباشید؛ مثلا اگر نظرتان را درباره اقامت در محلی می‌پرسند آنجا را تایید کنید و وقتی ساکن شدند، شروع به غر زدن کنید.



- لزومی ندارد لوازم شخصی‌تان را با خود به سفر ببرید.از مسواک و خمیر دندان و دمپایی تا شانه و لباس‌های گرم همه در ساک دیگران یافت می‌شوند و می‌توانید از آنها استفاده کنید. در مجموع منظورمان این است که لوازم دیگران را لوازم خود بدانید.



- یا کم حرف باشید و پاسخ هیچ‌کس را ندهید یا مثل رادیویی باشید که دگمه خاموشی ندارد آنقدر صحبت کنید که گوشه‌های دهان‌تان کف کند و آسایش همراهان را مختل کنید. این روش در اتوبوس فوق‌العاده کارساز است.


- از غذا، از هوا، از سر و وضع دیگران، از روزگار، از مردم و خلاصه از همه چیز ایراد بگیرید.



- با خانواده‌هایی که در دیگر اتاق‌های هتل، متل یا ویلاهای اطراف هستند، به بهانه‌های مختلف درگیر شوید. نگران هستید بهانه پیدا نکنید؟! اصلا جای نگرانی نیست. همیشه بهانه‌ای برای گلاویز شدن یا به قول جوان‌ها یقه‌گیری پیدا می‌شود.



- اگر گروهی سفر می‌کنید بچه‌های کوچک فامیل را بترسانید. مجبورشان کنید بی‌سر وصدا و دست به سینه، گوشه‌ای بنشینند. اگر از شما سوالی کردند نشنیده بگیرید و خلاصه به آنها بفهمانید که دوست‌شان ندارید





- عکس‌ها را خراب کنید.در عکس انداختن
همیشه پاها را به سرها ترجیح بدهید.



- تابع برنامه‌ها نباشید، اگر دیگران می‌خواهند در محل اقامت بمانند شما اصرار کنید بیرون بروند و اگر می‌خواهند بیرون بروند بگویید مایلید در خانه بمانید.



- در فعالیت‌های گروهی شریک نشوید. اگر دیگران علاقه‌مند هستند بازی گروهی انجام بدهند یا به شکل گروهی خرید کنند، ظرف‌ها را بشویند یا غذا را حاضر کنند، خودتان را از جمع جدا کنید.




- در تقسیم مسوولیت‌ها ثابت کنید عرضه هیچ‌کاری را ندارید تا کسی جرات نکند وظیفه‌ای را به شما بسپرد. با این روش هم کاملا بیکار می‌شوید و هم بار مسوولیت‌های دیگران را سنگین‌تر می‌کنید.



- جوراب‌هایتان را نشویید و مسواک زدن را ترک کنید. در بیانی کلی‌تر می‌شود گفت رعایت بهداشت در سفر هیچ ضرورتی ندارد و هر چه کثیف‌تر باشید، بهتر و بیشتر می‌توانید مسافرت را به‌کام بقیه زهر کنید.


- تا جایی که می‌توانید سیگار بکشید تا همراهان تان بفهمند هوای پاک معنایی ندارد!




- اگر دارویی خاص و نایاب مصرف می‌کنید آن را جا بگذارید تا وقت همسفران با دنبال دارو گشتن در داروخانه‌های شهر مقصد بگذرد.



- رفتارتان باید دقیقا برخلاف جمع باشد. وقتی آنها شاد هستند، سگرمه‌هایتان را به هیچ وجه از هم نگشایید. وقتی غمگین هستند از ته دل بخندید و دست بیندازیدشان.



- شما نباید همراه با دیگران بخندید بلکه باید به دیگران بخندید. خانواده‌های دیگر را مسخره کنید. از نقاط ضعف آنها و بخصوص سر و وضع‌شان برای خندیدن بهره بگیرید



- خودخواه باشید. در سفر فقط باید به شما خوش بگذرد. مهم نیست دیگران چه شرایطی داشته باشند. بهترین جا در خودرو و محل اقامت‌تان و بهترین جزء غذا حق شماست.



- جای چمدان‌تان کجاست؟ روی تخت دیگران.




- لجباز باشید. با همه چیز مخالفت کنید. اصلا لازم نیست به پیشنهادهای دیگران گوش کنید حتی می‌توانید پیش از شنیدن‌شان مخالفت‌تان را اعلام کنید.



- سفر بهترین فرصت برای انتقامجویی است. در مدت مسافرت، همه دلخوری‌های گذشته با همسفران را در ذهنتان مرور کنید و بعد خرده حساب‌ها را تصفیه کنید؛ مثلا شریک زندگی‌تان را یاد آخرین باری که با هم حرفتان شد بیندازید و به این ترتیب بحث و جدل‌ها را از نو آغاز کنید.




- ناخن خشکی، ویژگی تضمین‌شده‌ای برای خراب کردن سفر است. فکر کنید جیب ندارید. هرگز دست در جیب‌تان نکنید. اگر اعضای خانواده از شما پولی خواستند بگویید کارت اعتباری‌تان را جا گذاشته‌اید یا پول‌هایتان را گم کرده‌اید.




                                   



نوع مطلب : 50 راهکار برای زهرمار کردن مسافرت به دیگران، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ دوشنبه 1390/06/7

۱-اگه دیدین دختر با عجله داره راه می ره و یا اگه موردی به تورتون خورد كه دختری می دوید .
شما از پشت سر دنبالش كنین و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد .

اگه دختر وایساد و شما رو نگاه كرد بازم داد بزنین كه: دزد همینیه كه ایستاده اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت ، خوش به حالتون می تونین یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و حالشو ببرین .
ولی اگه ایستاد و فرار نكرد برای این كه ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنین كه : آی دزد آی دزد!

________________________________________

۲ – توی تاكسی اگه كنارت یه دختر نشسته وقتی كه خواستین پیاده بشین ، بهش بگین مگه نمیای ؟

اون هاج و واج شما رو نگاه می كنه . بهش فرصت ندین و بگین : چه زود جا زدی؟
بعدش در تاكسی رو ببندین و برین. و مابقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاكسی واگذار كنین!

________________________________________
۳ – توی پارك با عجله برین كنارش بشینین و بگین معذرت می خوام كه دیر كردم .خب چكارم داشتی كه گفتی بیام اینجا؟

بهتره یه جایی باشه كه چند نفری حضور داشته باشن.
معلومه كه اون انكار می كنه.
بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه تو نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه این رنگ روسریمه؟
باز هم اون انكار می كنه
.

شما این طوری ادامه بدین :
خب اگه از اینای كه اینجا نشستن خجالت می كشی بریم یه جای خلوت.

مطمئنم اون داغ می كنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و یه كاغذ جلوش بندازین و بگین سركار گذاشتی منو؟
بیا اینم شماره ای كه دادی . دیگه به من زنگ نزن

وگر نه
می دمت دست پلیس
. بعدش ول كنین برین!
________________________________________
۴ – توی جمع یه سی دی بهش بدین.بگین خیلی باحال بود دستت درد نكنه.

بازم از اینا داری قیمتش هرچقدر باشه قبوله.
اون مردم دور و بر رو نگاه می كنه و میگه عوضی گرفتی آقا.
شما هم طوری وانمود كنین كه انگار حواستون نبوده كه توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سرت جاتون بشینین.

________________________________________

۵ – مثل معتادها خودتون رو به موش مردگی بزنین
و برین جلوو به لهجه معتادی بگین خانم دشتم به دامنت از او چیزا كه دیلوز بهم دادین بازم هملاتون هشت؟
دالم می میلم از خمالی به جون تو. هر چی منتظل موندم

نیومدین خیلی شانش آولدم كه اینجا پیداتون كلدم.

بیا اینم پولش . اون سرخ و سفید می شه و انكار می كنه ولی شما ول كن نشین و هی پیله كنین.
طبق معمول اون انكار می كنه .
شما بگین : خانم من شبا لوی زغال می خوابم ، من به اندازه كافی چلكی وسیاه هستم




 تاکید میکنم این آپ کاملا جنبه مزاح داشت





نوع مطلب : چند نکته برای آزار دادن دخترا، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ پنجشنبه 1390/06/3
ضایع شدیم : یه بار تو اتوبوس جامو دادم به یه خانم پیر .خیلی تشکر کرد. وقتی پیاده می شد خواست دو تا بلیط بده .پریدم همچین دستشو گرفتم که کم موند بازوش کنده بشه.

: نه حاج خانم!زحمت نکشین!

یهو دیدم یه خانم جوانتر هم داره با اون پیاده میشه و مات و مبهوت منو نگاه می کنه.

پیرزنه گفت : وای ببخشین ها دو تا بلیط بیشتر ندارم و گرنه بلیط شما رم میدادم!

مارو میگین

 مایع شدیم! : یه بار یه نشریه دانشجویی بود با یکی از همدانشگاهی ها که حتی اسمشو نمی دونستم داشتیم ورقش می زدیم. یه شعر طنز بود . همینجوری سر سری خوندمش و گفتم : یخ کنی! چه بیمزه!

هم دانشگاهی با من و من  گفت : آخه دو بیتشو چاپ نکردن!
  نگو مال خودش بود.

مارو میگین، از خجالت آب( مایع!) شدیم !

 

کنف شدیم : هفت سالم  بود. با یکی از بچه محلها  لج کرده بودم. یه بار  سر ظهری هی  رفتم زنگشونو  زدم فرار کردم. چهار باری فکر کنم این کارو کردم.اونقده دلم خنک شد. بعد از ظهر که با شور و شعف شیطنتم رو واسه دوستام تعریف می کردم ؛ یکی گفت: زنگ اونا که خرابه!!!

ما رو میگین؛ از رو نرفتیم . هی می گفتم : خودم صدای زنگو شنیدم!

و اون بچه ی تخس هم می گفت : چااااااااااااخاااااااااااااان!

 
سوتی دادیم! : یه بار یکی از دوستای خونوادگی ما با اهل و عیال نیم ساعت قبل از افطار اومدن خونه ی ما . داشتیم خوش و بش می کردیم که من گفتم :

 

خوش اومدین!صفا آوردین!بابا بعد از افطار می اومدین ساعتی دور هم می نشستیم دیگه!!!

و همه ...... و من باز

 

ضعف کردیم : یه بار سر شب رفتم خونه عمو.گفتن : شام خوردی؟!

     الکی گفتم : آره!

در حالیکه ناهار درست وحسابی هم نخورده بودم. یک ساعتی که گذشت دیدم ضعف می کنم . مجبور شدم دزدکی و طوری که خیلی تابلو نباشه شش تا شیرینی بخورم و سه تا سیب!(کم نیاوردیم)



نوع مطلب : سوتی نوشت، 
برچسب ها :

نوشته شده توسط پاشا در تاریخ جمعه 1390/05/28



















نوع مطلب : شب لیل، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


وبلاگ تفریحی
طنز و سرگرمی
-------(لو رفت؛-d)
تاریخ تاسیس اول آبان89



مدیر وبلاگ : پاشا
موضوعات
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
☺☻خر تو خر☻☺